ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
مقدمه 27
لمعات الهيه (فارسى)
فصل يازدهم - در اثبات حيات واجب الوجود ، بيان معانى حيات و تحقيق رشيق در بيان اين اصل مهم كه حيات از عوارض وجود است و در جميع حقايق سارى است و معناى - درّاك فعال - بر جميع موجوداتى كه صدور فعل از آنها مسبوق بادراك است صادق است اگرچه جمعى فرمودهاند ، اول طليعه زندگى در نفس نباتى ظاهر شده است ، بيان تفسيرى از حيات بنا بر تقرير مولانا و استادنا الأقدم آقا محمد بيدآبادى و تحقيق آنكه در جميع موجوداتى كه علم و ادراك و فاعليّت تامّ و تمام تحقق دارد ، حيوة نيز موجود است و حيات چون از سنخ وجود است در واجب ، واجب و در ممكن ، ممكن است و در مراتب عقول و نفوس و بيك معنا در جميع حقايق سارى است ص 423 ، 424 ، 425 ، 426 ، 427 . فصل شانزدهم - در اثبات سمع و بصر در حق اول علت صفاته و جلّ جلاله و تقرير معناى سمع و بصر و تحقيق رشيق در اينكه سمع و بصر از عوارض اصل وجودند و به اين معنى در كافهء اشياء سرايت نمودهاند و سمع و بصر بحسب اصل ذات متقوّم بآلات سمعى و بصرى نمىباشند ، اگرچه انسان بحسب وجود ابتدائى در مقام استفاده از حواس ظاهرى و رسيدن بمقام فعليّت از جانب قواى ظاهرى و باطنى از راه آلات سمع و بصر بمسموعات و مبصرات عالم مىشود و گرنه نفس به چشم دل و گوش دل مىشنود و مىبيند و تنبيه در بيان كلام فخر رازى كه گمان كرده است ادراك سمعى و بصرى متقوّم بآلاتست ، لذا در باب اطلاق سميع و بصير به حق اول تعالى بايد به تأويل قائل شود و در واقع دو صفت تامه كه از امّهات اسماء الهيه بشمار ميروند نفى نمود ، و تحقيق در اينكه هرشىء داراى مراتب از وجود است از مادى و مثالى و عقلانى و انسان در نشأت ماده مىبيند به توسط آلت ابصار و مىشنود بوساطت آلت سمع ولى در عالم برزخ و نشئآت عقليه مىشنود و مىبيند بذات خود ، چون نفس بعد از آنكه مستكفى بالذات شد از استعمال آلت مستغنى و بىنياز مىشود ، و تحقيق آنكه سمع و بصر يكى از اقسام و انواع علم و ادراكند ص 429 ، 430 ، 431 ، 432 ، 433 ، 434 ، 435 .